بابا صفرى

2

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

است ، ثبت مينمائيم . گرچه در عهد ما هيچ واقعه‌اى نميتوان يافت كه سرانجام از نحوهء حكومت و طرز اعمال دولتها متأثر نباشد با اينحال چون در اين جلد از كتاب نيز سعى مؤلف برآنست كه وقايع و اتفاقات را جمع‌آورى و ضبط كند مجالى براى تجزيه و تحليل آنها ندارد . بعبارت ديگر چون وارد در نقد اعمال حكومتها نميشود خويشتن را مستحق پاداش و كيفرى از اين حيث نميداند . خوانندگان دانشمند در تاريخهاى عمومى ايران خوانده‌اند كه در اواخر سلطنت قاجار ، بر اثر ضعف حكومت و نفوذ بيش از حد بيگانگان ، بويژه آثار نكبت‌بار جنگ بين الملل اول ، از قبيل هرج و مرج سياسى ، فقر اقتصادى ، بيماريهاى مسرى و فقدان امنيت اجتماعى ، ايران در وضع تأثرآورى قرار داشت و طبق قرارداديكه بين دولتين روس و انگليس ، براى تقسيم آن منعقد شده بود استقلال و تماميت ارضى ميهن ما نيز در معرض تهديد بود . در اينموقعيت حساس كودتائى صورت گرفت و سرانجام حكومت قاجار منقرض گرديد و فرمانده كودتا ، كه آن روز رضا خان ميرپنج و بعدها سردار سپه ناميده ميشد ، در آذرماه 1304 خورشيدى بنام رضا شاه پهلوى « 1 » بتخت سلطنت نشست و سلسلهء پهلوى را تأسيس كرد . تغيير سلطنت موجب تحولاتى در شئون سياسى و اجتماعى و اقتصادى ايران گرديد و در اردبيل نيز وقايعى صورت گرفت كه ما ببرخى از مهمترين آنها اشاره مينمائيم : امنيّت : در جلد اول اين كتاب با اشاره بموقعيت جغرافيائى اردبيل ، از سى و دو طايفهء شاهسون سخن گفته رفتار نامطلوب برخى از آنها را ، كه غالبا كارى جز راهزنى و غارت نداشتند يادآور شده‌ايم . اينان از زمانهاى خيلى قديم در اطراف اردبيل سكونت داشتند و برخى از معمرين شهر آنها را از تيرهء تركانى ميدانستند كه امير تيمورلنگ پس از غلبه بر ايلدرم با يزيد عثمانى باسارت آورده و در اردبيل براى جلب خاطر خواجه على سياهپوش آزاد كرده

--> ( 1 ) - مجلس شورايملى در سال 1327 خورشيدى لقب كبير برضا شاه فقيد داد .